اي كاش در آرزو اي كاش ها شناور نمي شدم تا روزي ،
ماهي ياسالي در حسرت آنچه گذشت ، آنچه نداشته ام ، آنچه
كه ازدست داده ام و آنچه كه به دست نياوردام بمانم و غروب
غمهاي باراني پاييز را به سحر هاي مهتابي اش ترجيح
نمي دادم . اي كاش مژه هاي خيسمان براي روزهاي
باراني ، چتري براي گونه هايمان مي شد و پلكهاي
احساسمان در برابر طوفان بي رحم كينه بسته نمي شد
تا غباري روي آينه دل نشيند.
دل ، سرزميني به وسعت دريا و آسمان دارد . هر گاه
توانستي اوج آسمان را ببيني بدان كه مي تواني آخرين
غبار را رد كني
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم دی ۱۳۹۰ ساعت 23:4 توسط سمیرا
|