اي كاش در آرزو اي كاش ها شناور نمي شدم تا روزي ،

ماهي ياسالي در حسرت آنچه گذشت ، آنچه نداشته ام ، آنچه

كه ازدست داده ام و آنچه كه به دست نياوردام بمانم و غروب

غمهاي باراني پاييز را به سحر هاي مهتابي اش ترجيح

نمي دادم . اي كاش مژه هاي خيسمان براي روزهاي

باراني ، چتري براي گونه هايمان مي شد و پلكهاي

احساسمان در برابر طوفان بي رحم كينه بسته نمي شد

تا غباري روي آينه دل نشيند.

دل ، سرزميني به وسعت دريا و آسمان دارد . هر گاه

توانستي اوج آسمان را ببيني بدان كه مي تواني آخرين

غبار را رد كني