در کنار جاده عشق با یک بغل یاس منتظرت می مانم دلواپسی هایم
را به شب می بندم ، قاصدک های خیالم به سویت پرواز می دهم
و منتطرت می مانم . دیگر از نامردیها خسته ام و زیر سکوت
قلبهای آهنی می شکنم و با دلهای تنها منتظرت می مانم .
تو را در سپیده دم فرداها می بینم و صدای دلنشینت را
می شنوم
+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 0:12 توسط سمیرا
|